قسمتی از کتاب خون نحس در پایین نوشته شده، کتابی در زمینه بازاریابی
روز بعد با هواپیما به کالیفرنیا برگشت تا بحران رو به گسترش را سروسامان دهد.
ترانوس آن روز صبح بیانیه مطبوعاتی دومی منتشر کرده بود که ما در صنعت خبرنگاری به آن میگوییم «تکذیبی که تکذیب نمیکند». این بیانیه این گونه شروع شده بود: «ما متأسف هستیم که می بینیم وال استریت ژورنال همچنان نمی تواند اخبار موثق را به دست بیاورد» و بعد از آن تأیید کرده بود که شرکت به صورت موقت» استفاده از لوله های خونش را متوقف کرده است و آن را اقدامی داوطلبانه برای جلب تأیید سازمان غذا و دارو برای استفاده از آن لوله ها نشان داده بود.
اواخر بعدازظهر، ایمیلی به تمام کارکنان شرکت ترانوس ارسال شده بود که به آنها دستور میداد در کافه تریای ساختمان خیابان پیج میل برای جلسه جمع شوند. هولمز به آراستگی همیشگی اش نبود. به سبب سفرهایش، موهایش بسیار نامرتب بود و به جای لنزهای چشمی عینک زده بود. در کنار او بلوانی و هدر کینگ ایستاده بودند. او با لحن جسورانه ای به کارکنانی که جمع شده بودند گفت که دو مقاله ای که روزنامه منتشر کرده است ، مملو از دروغ هایی هستند که بذر آن ها را کارکنان ناراضی پیشین و رقبا پاشیده اند. او گفت این طور حوادث وقتی شما کاری انجام میدهید که صنعتی بزرگ را برهم میزند و افراد قدرتمند آن صنعت می خواهند شکست شما را ببینند، قطعا روی خواهد داد. در این جلسه، او در حالی که وال استریت را «روزنامه زرد بی محتوا» خوانده بود، قول داده بود که از آن انتقام خواهد گرفت.
وقتی او قسمت پرسش و پاسخ را شروع کرد، پاتریک اونیل که قبلا در صنعت تبلیغات فعالیت می کرد و به او کمک کرده بود تصویر ساختارشکنانه ای از خودش بسازد، اولین کسی بود که دستش را بالا برد. اوناباورانه پرسید: «آیا ما واقعا می خواهیم با وال استریت ژورنال دربیفتیم؟»
هولمز جواب داد: «با روزنامه نه، با روزنامه نگاره»
وقتی هولمز به چند سؤال دیگر هم پاسخ داد، یکی از مهندسان ارشد سخت افزار از بلوانی پرسید که آیا او رهبری آن ها را برای شعاردادن بر عهده می گیرد.
همه بلافاصله فهمیدند که منظور آن مهندس از شعار چه بود. سه ماه پیش، وقتی شرکت تأییدیه آزمایش هرپس خود را از سازمان دریافت کرده بود، سانی در یک جلسه مشابه در کافه تریا، کارکنان را تشویق کرده بود که همه با هم فریاد بزنند: «برو به جهنم.» آن موقع منظور فریادها کوئست ولب کورپ بودند. سانی با خوشحالی فراوان درخواست این مهندس برای نمایش اختتامیه را عملی کرد. او گفت: ما برای کریرو پیامی داریم.»
با علامت سانی، او و بسیاری از کارکنانی که آنجا حضور داشتند، فریاد زده بودند: «برو به جهنم کريروا برو به جهنم کریرو!»
وقتی هولمز گفته بود که برنامه اش این است که از روزنامه انتقام بگیرد، واقعا منظورش همین بود.