loading...

??? ???

بازدید : 13
دوشنبه 31 مرداد 1401 زمان : 16:29

خرید کتاب سئو 2022 ، قسمتی از مقدمه کتاب:

البته، واقعیت این است که در گفتگوهای عمومی و حوزه بازاریابی دیجیتال، اغلب وقتی از «سئو» صحبت می کنیم، بهبود جایگاه لینک صفحه های سایتمان در موتورهای جست وجوی عام مانند گوگل، بینگ، مانند آن منظور ماست. اما آنچه ما در این کتاب و همین طور در اغلب کتابها و مطالب و مقاله های مرتبط با سئو می خوانیم، درباره موتورهای جست وجوی عام است و به صورت مشخص، از آنجا که بخش قابل توجهی از جست وجوهای کاربران اینترنت در گوگل انجام میشود، معمولا وقتی درباره سئو صحبت می کنیم، منظورمان فرایندهایی است که در نتیجه اجرای آنها، رتبه یا جایگاه نمایش صفحه های سایت ما در جست وجوهای مخاطبان در این موتور جست وجو ارتقا پیدا کند.

حالا وقت خوبی است برگردیم به جمله اول، اینکه چرا انتشار کتابی درباره سئو کار دشواری است و چرا در ایران، ناشر باید جسارت زیادی داشته باشد که بخواهد کتابی در حوزه سئو منتشر کند! اولین دلیل این است که خود سئو موضوع پرچالشی است. از یک طرف، منابع و کدهای گوگل منتشر نمی شود و آنچه ما به نام قوانین سئو میشناسیم تنها حدسیات و فرضیاتی است که بر اساس آزمونهای متخصصان این حوزه یا بر اساس اشاره هایی که گاهی کارکنان گوگل درباره موضوعات مختلف دارند، مطرح می شود. در واقع، بیشتر بر اساس بررسی اثراتی که فعالیتهای گذشته صاحبان سایتها روی نتایج جست وجو داشته اند، حدس میزنیم با انجام چه کاری ممکن است چه اتفاقی در ترتیب نتایج دیده شود و آن را منتشر می کنیم. سپس افراد دیگری آنها را بررسی و آزمایش می کنند و بعد مشخص می شود آنچه مطرح شده، درست یا غلط است. معمولا فرایند آزمایش های سئو زمان برند و ممکن است حتی چند ماه طول بکشند. مشکل آنجاست که گوگل دائما در حال تغییر روش مرتب کردن نتایج و به روزرسانی مداوم الگوریتم های مرتب سازی نتایج است و ممکن است در طول زمانی که در حال آزمودن احتمالات مطرح شده هستیم، تغییری در الگوریتم های گوگل اتفاق بیفتد که عملا راهکارهای پیشین را بی اثر کند

حتی مطالب و مقاله ها و یادداشت هایی که امروز در سایتهای مرتبط با سئو می خوانیم به دلیل سرعت این تغییرات ممکن است فردا اعتبار نداشته باشند. موضوع دیگری هم وجود

بازدید : 11
يکشنبه 30 مرداد 1401 زمان : 15:27

قسمتی از کارآفرینی کماندویی برآیند را بخوانیم.

آبار از یک جزء عالی در یک سیستم غیرعالی موجب این می شود که کل آن سیستم عملکرد و کارای بهتری داشته باشد؟ قطعا خیر. در این صورت، چند اتفاق می افتد: یا سیستم آن قطعه را پس می زند، یا قطعه در سیستم کار نمی کند، یا قطعه در سیستم کار می کند اما به سبب تفاوتهای فاحش با سایر قطعات و کلیت سیستم زود خراب می شود، یا این قطعه نامتجانس هرقدر هم که عالی باشد، کل سیستم را خراب می کند.در کارآفرینی نیز می توان با مختصات دیگر، نمونه های فراوانی برای این مثال پیدا کرد. ایده عالی، محصول عالی، خدمات عالی، محیط کاری عالی، منابع انسانی عالی و... هیچ کدام نمی توانند در چارچوب سیستمی معیوب و دارای مشکل دستاورد خاصی خلق کنند. همانطور که در قسمت قبل بیان شد، سیستمی باز است که با محیط بیرون خود رابطه تعاملی دارد. بسیاری از مسائل از محیط بیرون در کسب و کارها اثر می گذارد؛ بنابراین تصور اینکه در محیطی نامساعد بتوان کسب و کاری عالی ایجاد و مدیریت کرد، تا حدود زیادی دشوار است اینجاست که شناخت نداشتن از محیط کسب و کار آثار منفی زیادی در فعالیت کارآفرینان جوان می گذارد. جوانان با افکار و ایده های بسیار متعالی اما متفاوت با واقعیت های موجود و با رویایی شیرین پا به عرصه کارآفرینی می گذارند؛ اما واقیعت های تلخ بازار یک به یک آنها را پس میاین است اصالت محیط. محیط کسب و کار، امری ضروری است که در ادامه به آن اشاره می شود

بازدید : 12
چهارشنبه 26 مرداد 1401 زمان : 14:23

برنامه ریزی بازاریابی برآیند ،کتابی در زمینه بازاریابی. قسمتی از کتاب:

این تجزیه و تحلیل ها تصویری ما فراهم می کند. اجزاء و اشکال و تحلیل ها تصویر مناسبی از ادراک مشتری نسبت به نقاط ضعف و قوت ما و رقبا در اجزاء و اشکال این فرایند را در فصل هشتم بیشتر بررسی می کنیم.

• عملیات

عملیات، مجموعه اقدامات و فعالیت هایی هستند که سازمان ها برای جلب رضایت مشتری و سیدن به اهداف سازمانی خود انجام میدهند. بررسی عملیات رقبا به ماهیت زمینه کاری آنها بستگی دارد. به عنوان مثال بررسی نقاط ضعف و قوت عملیات شرکتهای TNT و Aldi به عوامل متفاوتی مانند ماهیت زمینه کاری آنها بستگی دارد.کارکنان مهم ترین دارایی هر سازمانی محسوب می شوند که میتوانند با نحوه عملکرد خود، منجر به رضایت یا نارضایتی مشتریان شوند. ارزیابی نقاط ضعف و قوت منابع انسانی رقبا شامل بررسی کلیه کارکنان مانند ترکیب نیروی کار، تحصیلات و تجربه مدیریت ارشد، سیاست های استخدام و آموزش کارکنان و ... است.

• منابع مالی برای تجزیه و تحلیل نقاط ضعف و قوت رقبا در حوزه منابع مالی، می توانیم تجزیه و تحلیل گسترده ای مانند تجزیه و تحلیل صورتهای مالی و گزارش های شرکت انجام دهیم. این تجزیه ویلا ها می تواند شامل مواردی مانند بررسی نسبت های نقدینگی،

میزان بدهی،

میزان سرمایه،

نرخ بازگشت سرمایه

و به طور کلی هر شاخصی باشد که بیانگر ارزیابی ما از نقاط ضعف و قوت رقبای ماست.

بازدید : 22
سه شنبه 25 مرداد 1401 زمان : 15:13

برنامه ریزی بازاریابی را از برایند بخرید.

اد متوجه شد که الیزابت مهندسان جدیدی استخدام می کند؛ اما هیچ یک نباید به اد گزارشی می دادند. آنها گروه مجزایی تشکیل داده بودند؛ یک گروه رقیب. اد پی برد که الیزابت با این حرکت گروه مهندسی او و گروه جدید را به رقابت با هم وامیدارد و بنا دارد نوعی بقای اصلح بینشان راه بیندازد.

ادوقت چندانی برای واکنش نشان دادن به این قضیه نداشت؛ چون موضوع دیگری فکرش را مشغول کرده بود: الیزابت شرکت فایزر را قانع کرده بود دستگاه ترانوس را طی پروژهای آزمایشی در تنسی امتحان کند. بر اساس این توافق، قرار بود دستگاه های ترانو در خانه افراد قرار داده شوند و بیماران به طور روزانه به وسیله آن آزمایش خون بدهند. سپس نتایج به طور بی سیم به دفتر ترانوس در کالیفرنیا فرستاده شود و آنها پس از تحلیل، نتایج را برای فایزر ارسال کنند. آنها مجبور بودند همه مشکلات را به هر طریق که شده تا قبل از آغاز مرحله مطالعاتی حل کنند. الیزابت قبل از حل همه این مشکلات، سفرش به تنسی را برنامه ریزی کرده بود تا روش استفاده از این دستگاه را به تعدادی از بیماران و پزشکان آموزش دهد.

اددر اوایل اوت ۲۰۰۷ ، اليزابت را در سفربه نشویل همراهی کرد. سانی با پورشه اش آنها را از محل دفتر به فرودگاه رساند. این نخستین باری بود که اد شخص باسانی ملاقات می کرد. به ناگاه میزان اختلاف سنی آن دو برایش آشکار شد. به نظر می رسید سانی در اوایل دهه چهارم زندگی اش باشد؛ یعنی

حدودا بیست سال بزرگتر از الیزابت. همچنین تحرکات سرد و کاسب گونه ای در رابطه شان دیده می شد. وقتی در فرودگاه از هم جدا می شدند، سانی نگفت «خداحافظ» یا «سفر خوبی داشته باشی». در عوض داد زد: «برو و یه کم پول دربیار!»

وقتی اد و الیزابت به تنسی رسیدند، کارتریج و خوانشگرهمراهشان به درستی کار نمیکرد. اد مجبور اشدان شب در هتل همان جا روی تختش قطعات کارتریج و خوانشگر را دوباره سرهم بندی کند. او توانست دستگاه را به حدی راست وریس کند که بتوانند صبح روز بعد، در یک کلینیک محلی از دو بیمار و شش پزشک و پرستار نمونه خون بگیرند.

بازدید : 27
يکشنبه 23 مرداد 1401 زمان : 14:59

خرید کتاب خون نحس ،کتابی در زمینه کسب‌و‌کار را باهم بخوانیم.

به رادیو گوش میکردم تا ماشین شهرداری رد شود. این اتفاق یکی از جنبه های نامطلوب زندگی در بروکلین است. تلفنم زنگ خورد. صدای رادیو را کم کردم و جواب دادم. اریکا بود و ظاهر خیلی ترسیده بود. او درباره مرد داخل ماشین شاسی بلند، نشانی روی پاکت نامه و اولتیماتوم بوییس صحبت کرد. سعی کردم آرامش کنم. بله، اقرار کردم که به احتمال قوی کسی او را زیر نظر گرفته است، ولی مطمین بودم که این اتفاق به تازگی رخ داده و ترانوس هیچ مدرکی ندارد که او یکی از منابع من است. به او گفت که می خواهند خودش را لو بدهد. آنها بلوف می زدند. از او خواستم به نامه توجهی نکند و مثله به کارش ادامه دهد. از صدایش مشخص بود که هنوز وحشت زده است؛ ولی توصیه ام را قبول کرد

روز بعد، ایمیلی از دکتر سوندن در فونیکس دریافت کردم. نماینده فروش ترانوس به دفترش رفته بود تا به او بگوید رئیس شرکت ، سانی بلوانی، در فونیکس است و می خواهد او را ببیند. با رد دعوتش نماینده عصبانی شده بود و گفته بود که این کار عواقب بدی خواهد داشت. باورم نمی شد. درپی منابع محرمانه رفتن یک چیز بود، اما تهدید پزشکی که در این پرونده با من صحبت کرده بود خلاف عرف محسوب می شد. ایمیلی به هدر کینگ فرستادم و گفتم که از حضور نماینده فروش در مطب دکتر سوندن خبردارم و اگر بشنوم چنین اتفاقاتی باز هم تکرار شده است، آنها را لایق انتشار خبر می دانم و در گزارشم از آنها اسم خواهم برد. کینگ گفت که نماینده هیچ کار اشتباهی نکرده است.

به جای عقب نشینی، ترانوس کار را بدتر کرد. چند روز بعد، بویس نامه دوم را به روزنامه فرستاد. برعکس نامه اول که تنها ۲ صفحه بود، این نامه ۲۳ صفحه بود و به وضوح تهدید می کرد که اگر گزارشی به منظور بدنام کردن ترانوس با افشای هریک از رازهای تجاری اش منتشر کنیم، از ما شکایت خواهند کرد. بخش زیادی از نامه فقط به شرافت خبرنگاری من خدشه وارد کرده بود. بویس نوشته بود که در دوران خبرنگاریام، «عدالت، بی طرفی یا انصاف را رعایت نکرده ام و در عوض با تمام وجود « داستان مغرضانه و کذبی» نوشته‌ام.

مدرک اصلی او برای ادعایش، اظهارات امضاشده ای بود که ترانوس از دو پزشک دیگری که با آنها صحبت کرده بودم، گرفته بود. آن پزشکها ادعا کرده بودند من حرف هایشان را به گونه دیگری جلوه داده ام و به آنها نگفته ام که بناست از آن اطلاعات در مطلبی چاپی استفاده شود. این پزشکان لارن بیردسلی و سامان رضایی از مطب اسکاتزدیل بودند. .در حقیقت، نمی خواستم از پرونده بیمار پیشنهادی دکتربيردسلي و رضایی استفاده کنم. زیرا گزارش دسته دوم داده بودند. آن بیمار تحت معالجه پزشک دیگری در مطب آنها بود که حاضر به صحبت با من نشده بود. ولی اگرچه اظهارات امضاشده آنها به هیچ وجه گزارش مرا تضعیف نمیکرد احتمال تسلیم آنها در برابر فشار شرکت مرا نگران کرده بود.

بازدید : 19
يکشنبه 23 مرداد 1401 زمان : 14:52

قسمتی از کتاب برنامه ریزی بازاریابی :

راهنمایی سریع در این قسمت ایده های کلیدی کتاب آورده شده است. ، بازاریابی چیست؟ در تعریف معروف سنتی بازاریابی (CIM) و تعریف جدیدتر آن در قرن بیستم تفاوتهایی وجود دارد.

تمرکز بر نیازهای مشتریان یک نکته اساسی در عملی شدن اهداف تجاری سازمان است.

فعالیتهای کلیدی مرتبط با بازاریابی در سازمان شما عبارت اند از: شناسایی نیازهای مشتریان، بخش های بازار و عناصر آمیزه بازاریابی (P4).

رفتارهای کلیدی که مشخصه یک سازمان بازاریاب محور است عبارت اند از: آگاهی از بازار، تمرکز بر کیفیت، بازاریابی داخلی، واکنش پذیری و روابط خارجی.

مزایا و معایب برنامه ریزی بازاریابی برنامه ریزی بازاریابی بیشتر یک رفتار مدیریتی است. برنامه ریزی بازاریابی رسمی با عملکرد سازمانی بهتر، در ارتباط است. برنامه ریزی بازاریابی یک فرایند عملی با یک ارتباط روشن میان استراتژی و تاکتیک است.

فرایند برنامه ریزی بازاریابی هفت مرحله کلیدی فرایند برنامه ریزی بازاریابی عبارت اند از: ایجاد اهداف، ممیزی کسب و کار، ممیزی بازار، تمرین هدف یابی، تعریف استراتژی بازاریابی، اجرا و نظارت

دو جنبه گسترده در برنامه ریزی بازاریابی وجود دارد: فکر کردن و انجام دادن. اهداف مشترک به هدف و ذات سازمان می پردازد.

اهداف بازاریابی در ارتباط با رسیدن به نتایج خاص تعریف شده در بازاریابی است (مشتریان و بازارها).

میان اهداف بازاریابی و فروش، تفاوت ها و ارتباط هایی وجود دارد. یک برنامه با بیان روشنی از اهداف کیفی و سپس تبدیل آنها به اهداف کمی و اهداف قابل محاسبه ای شروع میشود که طبق آنها می تواند یک استراتژی را بنا نهاده و اندازه گیری کرد.

بازدید : 25
شنبه 22 مرداد 1401 زمان : 14:42

خون نحس را بخوانیم.قسمتی از کتاب:

کینگ در ادامه، تایلر را جوان و نالایق دانست و گفت که سایر منابع من نیز کارمندان ناراضی سابق بوده اند که به همان اندازه نامطمئن هستند. مایک حرف هایش را قطع کرد. او مؤدبانه قاطعانه گفت که ما قرار نیست منابع محرمانه را افشا کنیم و ترانوس نباید تصور کند که هویت آن را می داند.

بویس برای اولین بار وارد بحث شده. در حالی که نقش پلیس خوب را در کنار نقش پلیس بد کینگ بازی می‌کرد. این وکیل کارکشته ۷۴ساله با ملایمت گفت: «فقط می خواهیم این روند را مرحله به مو طی کنیم تا ببینید که در ترانوس داستانی وجود ندارد.»

با ابروهای پرپشت و موی سفید کم پشتش، مثل پدربزرگی بود که می کوشد فرزندانش را آشتی دهد. ابتدا پیشنهاد کردم به پرسش های ارسالی ام پاسخ دهند. ولی قبل از اینکه فرصتی سؤال اول را بخوانم، کینگ دوباره پرخاش کرد و هشدار تندوتیزی داد: ما راضی به انتشار رازهای تجاری مان نیستیم

چند دقیقه از جلسه گذشته بود که فهمیدم راهکار اصلی او این است که ما را بترساند. بنابراین تصمیم گرفتم به او بگویم که روشش کارساز نخواهد بود. در جوابش گفتم: «ما هم حاضر نیستیم حقوق روزنامه نگاری مان را نادیده بگیریم.»

واکنش من اثر مطلوبی داشت: او آرام تر شد. سپس یک به یک سؤالاتم را بررسی کردیم و قرار بود دنیل بانگ، به عنوان تنها مسئول حاضر ترانوس، به آنها پاسخ بگوید. ولی کمی بعد دوباره با مشکل مواجه شدیم.

پس از اینکه بانگ اعتراف کرد ترانوس مالک دستگاه های تجاری آنالیز خون است و به ادعای او، شرکت از آنها تنها برای مقایسه استفاده می کند، نه اعلام نتایج آزمایش بیماران، از او پرسیدم که آیا یکی از آنها ای دی ویا زیمنس است یا خیر. او نظری نداد و به رازهای تجاری اشاره کرد. سپس پرسیدم آیا ترانوس در آزمایش نمونه های کوچک خون سرانگشت، از ایدیوپای زیمنس با پروتکل رقیق سازی خاصی استفاده کرده است. او دوباره از بند رازهای تجاری برای پاسخ نگفتن به سؤال استفاده کرد، ولی اعتراف کرد که رقیق سازی نمونه های خون در صنعت آزمایشگاهی، طبیعی است.

از آن به بعد، گفت وگو در دور باطل افتاد. گفتم این پرسش ها اساس گزارش من هستند و اکران ها حاضر به پاسخ گویی نیستند، این جلسه چه فایده ای دارد؟ بویس گفت که می خواهند کمک کنند؛ ولی به شرطی روش های ترانوس را افشا می کنند که توافق عدم افشا را امضا کنیم. به گفته او، کوئست و البكورپ به دنبال این بودند که به هر قیمتی، از جمله جاسوسی صنعتی، این رازها را کشف کنند.

وقتی بر پاسخهای اساسی تر تمرکز کردم، پویس عصبانی شد. چهره اش دیگر چهره دوستانه ان پدربزرگ نبود. او در حالت عصبانیت، دندان هایش را مثل خرس گریزلی نشان داد. با خودم فکر کردم این همان دیوید بویس است که در دادگاه ، وحشت به جان دشمنانش می اندازد.

بازدید : 20
چهارشنبه 19 مرداد 1401 زمان : 14:10

قسمتی از کتاب خون نحس برآیند را می‌خوانیم.

الیزابت با رؤیای به کارگیری اصول نانو و ریزفناوری برای تشخیص بیماری ها و همچنین انرژی سرشارش، دریپرو پالمیری را تحت تاثیر قرار داد. در سندی ۲۶ صفحه ای، الیزابت برای سرمایه گذاران به توصیف برچسبی پرداخته بود که خون را با استفاده از یک سری ریزسوزن ها، بدون ایجاد درد. از زیر پوست بیرون می کشید. برچسب که در این سند با عنوان تراپچ از آن یاد شده بود، حاوی حسگر ریزتراشه ای بود که خون را آزمایش می کرد و درباره میزان داروی تزریقی لازم تصمیمی فرایندی می گرفت . همچنین این حسگر اطلاعات خوانده شده را به پزشک معالج بیمار ارسال می کرد. این سند شامل طرحی رنگی از برچسب و اجزای مختلف آن بود.

البته همه مجاب نمی شدند. الیزابت صبح یکی از روزهای جولای ۲۰۰۴ با مسئولان شرکت مدونچر اسوسیتز ملاقات کرد. این شرکت یک شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر بود که در حوزه فناوری های پزشکی فعالیت می کرد. الیزابت در آن طرف میز کنفرانس در مقابل پنج نفر از شرکای شرکت نشسته بود و به سرعت و با کلماتی شکوهمندانه درباره توان بالقوه فناوری ابداعی اش در ایجاد تحولی بشری صحبت میکرد. وقتی شرکای شرکت مدونچر تقاضای جزئیات دقیق تری درباره سامانه ریزتراشه ابداعی او و تفاوت آن با دستگاه توسعه یافته و تجاری سازی شده شرکت ایکسیس کرده بودند، الیزابت دست پاچه شده و فضای جلسه به سرعت متشنج شده بود. او پس از ناکامی در پاسخ گویی به پرسش های فنی شرکا، بعد از یک ساعت، با اوقات تلخی جلسه را ترک کرده بود.

شرکت مدونچراسوسیتز تنها شرکت سرمایه گذاری خطرپذیری نبود که درخواست الیزابت نوزده ساله و ترک تحصیل کرده را رد می کرد؛ اما هیچ کدام از این موانع سد راه الیزابت نشدند. او تا انتهای سال ۲۰۰۴، در مجموع حدود ۶ میلیون دلار از پول سرمایه گذاران را در چنته داشت. او علاوه بر دریپرو پالمیری، توانست از منابع دیگری هم تأمین سرمایه کند. یکی از این منابع، سرمایه گذار خطرپذیر سال خورده ای به نام جان برایان و دیگری استفن ال. فینبرگه بود. فینبرگ سرمایه گذار املاک و مستغلات و داراییهای خصوصی و همچنین عضو هیئت امنای مرکز سرطان ام.دی. اندرسون بود. الیزابت همچنین توانست یکی از هم دانشگاهی هایش در استنفورد به نام مایکل چنگ را متقاعد به سرمایه گذاری کند. خانواده او در تایوان شرکتی چندین میلیارد دلاری را رهبری می کردند که هدفش توزيع دستگاههای پیشرفته بود. چندین عضو خانواده هولمز، شامل خواهرنوئل هولمز و الیزابت دیتزهم در شرکت سهیم شدند.

تعداد صفحات : -1

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 16
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 27
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 73
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 102
  • بازدید ماه : 102
  • بازدید سال : 108
  • بازدید کلی : 962
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی